کشاورزان روستای اروشکی زمستان سال 1390 نظام بهره برداری کشاورزی منطقه دیلمان قبل از اصلاحات ارضی 1-معرفی منطقه دیلمان ديلمان سرزمينی که مردم آن دیاربدليل دارا بودن موقعيت طبيعی و فصلی سرد آن را ييلاق می گويند . و هنگام گردش در آن شيفته آب و خاک اين مرواريد گرانبها می گرديد سرزمينی است آراسته به چشمه سارهای فراوان، زمين های حاصل خيز ،منابع طبيعی سرشار ،کوههايی پر برف و جنگلی انبوه که مناظر بديعش جلوه گاه شکوه و جلال طبيعت و نوازشگر روح های خسته است . لطافت هوای آن بويژه در فصل بهار و موسم باز شدن غنچه ها و روئيدن گلهای صحرايی و ريزش باران همراه با نسيم روح پرور ييلاقی از قديم الايام موردتوجه خاص و عام بوده است . ديلمان فعلی با حدود هزار کيلومتر مربع وسعت متشکل از دو ناحيه پير کوه ( که قبلا جزو دهستانهای قزوين بود ) و ديلمان با 72پارچه آبادی در دامنه سلسله جبال البرز و در شمال و شمال شرقی قله رفيع درفک ( با ارتفاع 3500 متر از ساحل دريا ) واقع گرديده است . ديلمان در شمال و غرب پوشيده از جنگل است و در تقسيمات جغرافيايی کشور به شهرستان سياهکل تعلق دارد . در نوشته های تاريخی که در شاهنامه فردوسی نيز بصورت حکايت تاريخی بدان اشاره شده اولين غار نشينی انسان کشف آتش و اختراع سلاح فلزی بايد پای کوه البرز و در ديلمان بوده باشد . ديلم نام تيره ای ايرانی ساکن ديلمان و ديلمستان است که قدمت آن به 2000سال قبل از ميلاد مسيح می رسد. هر يک از آثار کشف شده در ديلمان شامل مصنوعات مسی و مفرغی و سفالی شاهديست بر سير تمدن اين مردمان در ادوار تاريخ و قدر سهم آنان در تشکيل تاريخ ايران . جمعيت آباديهای ديلمان به دو دسته تقسيم می گردیدند. الف)دسته اول ساکنان دائمی ديلمان ب)دسته دوم جمعيتی که مدت محدودی از سال را در ديلمان بسر می برند. از اين دسته دوم عده ای روستاييانی بودند که برای استفاده از چراگاههای بهتر برای احشام خود مدتی در ييلاق ديلم بسر می بردند و با فرارسيدن فصل سرما به قشلاق يعنی جلگه های گيلان بر می گردند . و عده ای نيز ساکنين شهرهای دور و نزديک می باشند که در بهار و تابستان جهت استفاده از آب و هوای مناسب بطور موقت در آن سکنا می گزينند جاده آسفالته به طول حدود 40 کيلومتر ديلمان را از داخل جنگلی زيبا و کوههای سرسبز به سياهکل مرتبط می سازد و يک جاده شوسه به طول 70 کيلومتر آن را از منطقه رودبارزیتون در دو محل يکی در رستم آباد و ديگری در لوشان به جاده اصلی رشت_قزوين متصل می سازد . نکته قابل توجه:قبل از ارائه مطالب تهیه وتدوین شده ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که مطالب مورد اشاره بر اساس یک سری اطلاعات سینه به سینه که توسط کشاورزان وزارعین روستای اروشکی از بخش دیلمان که در زمان ارباب رعیتی اکثر ساکنین آن از کشاورزان تحت نظام بهره برداری ارباب رعیتی بودند تدوین گردیده واز آقای مهرعلی علینا اروشکی که خود یکی از کشاورزان بنام ودامداران مطرح منطقه دیلمان میباشد و ما را در تهیه این اطلاعات مشتاقانه یاری نموده است بینهایت سپاسگزاریم 2-نظام بهره برداری قبل از اصلاحات ارضی در منطقه دیلمان نظام بهره برداری قبل از اجرای اصلاحات ارضی دهه1340 به دو صورت اجازه ومناصفه کاری(سهم بری) بوده است. در نظام بهره برداری اجاره مالک زمین را در اختیار زارع قرار داده و در پایان سال زراعی و برداشت محصول اجاره خود را از محصول مربوطه برداشت می نمود.در نظام بهره برداری قبل از اصلاحات ارضی در منطقه در منطقه دیلمان مالکین اجاره نقدی دریافت نمی کردند بلکه از محصول زراعی اجاره خود را برداشت می کردند. مالکین به علت تعویض سالیانه زمین مورد اجاره، تعلق زارع ووابستگی و دلبستگی زارع به زمین را کم می کردند لذا مالکین همیشه مدافع این روش از اجاره بودند. در نظام بهره برداری اجاره چنانچه زارع فاقد وسیله شخم(گاونر) بودند مالکین آن را تامین می کردند.مالکین بدین منظور یک راس گاو نر(ورزا) در اختیار زارع قرار می دادند و بابت تامین یک راس دام وسیله شخم(ورزا) هیچگونه اجاره و یا مبلغی دریافت نمی کردند.مالکین برای کشاورزان فاقد تمکن مالی اقدام به تامین حیوان وسیله شخم زارعین می کردند و در خصوص زارعین دارای تمکن مالی چنین اقدامی نمی نمودند. و تشخیص این امر با خود مالک و در صورت عدم حضور وی بعهده نمایندگان وی(مباشر-کدخدا و ...) بوده است. از آنجائکه مالک تنها یک راس حیوان وسیله شخم را تامین می نمود لذا زارعین با همدیگر توافق نموده و هر کدام یک راس گاو نر دراختیارهمدیگرقرارداده وهردو نفر به صورت نوبتی اقدام به انجام عملیات شخم-کاشت و خرمن با دو حیوان مذکور را مینمودند.نیروی کار مورد نیاز عملیات کشاورزی بعهده زارعین و کشاورزان بوده است. مالکین زمین را در اختیار کشاورزان و زارعینی قرار می دادند که از نیروی کار و توانایی انجام کار لازم برخوردار بودند و چنانچه زارعین از انجام این امر ناتوان بودند مالکین در سال زارعی بعد(آینده) زمین در اختیار آنان قرار نمی دادند بلکه زمین به فرد دیگری که از توانایی لازم (نیروی انسانی کافی)برخوردار بودند واگذار می کردند .واحداجاره بصورت من بوده بطوریکه ازهر 1من زراعی 1:5 من بابت اجاره زمین مالکین از محصول کاشته شده درهمان سال زراعی برداشت میکردند.توضیح اینکه در منطقه دیلمان هرمن 8کیلوگرم میباشد. 2-نظام بهره برداری مناصفه کاری(سهم بری) در این نظام مالکین50 درصد از محصول را به عنوان مناصفه کاری (سهم بری) از برداشت محصول را دریافت می کردند.در نظام بهره برداری مناصفه کاری نیز روابط یاد شده در نظام بهره برداری اجاره در خصوص تامین گاو نر نیز صادق بوده است. در هر دو نظام بهره برداری ذکر شده چنانچه زارعین فاقد بذر جهت کشت بودند مالک آن را تامین و هنگام برداشت محصول ابتدا بذر خود را برداشته و مابقی را درنظام بهره برداری مناصفه کاری تقسیم و در صورت واگذاری زمین بصورت اجاره ای، اجاره خود را برداشت می نمودند. لازم به ذکراست که کشت دو محصول گندم وجو در منطقه دیلمان بصورت دیمی می باشد. چنانچه سال زارعی با خشکسالی و یا کمبود محصول روبرو می گردید مالکین از اجاره خود صرف نظر می کردند ومقداری از بذر سال آینده زارعین را نیز تأمین می کردند. در نظام بهره برداری مناصفه کاری (سهم بری) زارع موظف بوده است که به ازاء هر 10من زمین زارعی یک بار قاطر از محصول کاه را به مالک بدهد. در زمان برداشت محصول نماینده گان مالکین (مباشران) هنگام خرمن کردن محصول حضور می یافتندو نسبت به اخذ اجاره و یا سهم مالک اقدام می نمودند و چنانچه به علت مشغله کاری مباشر در هنگام برداشت محصول (خرمن کردن) قادر به حضور نبوده ، فردی که جلودار نامیده می شد ( چارودار مالک ) جهت اخذ اجاره و یا سهم مراجعه می نمود و اقدام به اخذ اجاره و یا تقسیم محصول (سهم بری) می نمود زارعین تا زمان مراجعه نمایندگان مالک حق هیچگونه دخل و تصرفی در محصول خرمن شده را نداشتند. چنانچه زارعین دارای ملک علف بر ( چاک ) چه در نظام بهره برداری اجاره ای و چه در نظام بهره برداری مناصفه کاری ( سهم بری ) بودند ، موظف بودند نسبت به پرداخت اجاره و یا سهم از محصول اقدام نمایند.اجاره املاک علف بر معمولا"براساس توافق صورت گرفته وعرف معمول به ازای هر قطعه چاک حدود یک هکتار تعداد صد برمه (ریسه)(به طول حدود 3 الی4 متر و به قطر 20 سانتیمتر ریسیده شده از علف را گویند .) علف بوده است که زارعین تحویل مالکین می داده اند . مالکین نیز بابت تعلیف وسیله شخم حیوان (گاو نر) که به زارعین تحویل داده بودند یک قطعه زمین علف بر(چاک) حدود 5 الی 8 من ( حدود یک هکتار ) بدون اخذ سهم و یا اجاره دراختیار زارعین میگذاشتند و چنانچه زمین علف بر بابت تعلیف گاو نر تحویل شده از سوی مالک در اختیار زارع قرار نمی گرفت ؛ مالک مقداری از علف دریافتی از سایر زارعین بابت اجاره و یا سهم را (حدود صد برمه=ریسه) جهت تعلیف گاو نر مربوطه به صورت رایگان در اختیار آنان قرار می دادند . در خصوص تأمین یک رأس از وسیله شخم حیوانی توسط مالکین اینگونه به نظر می رسید که که زارعین تشویق و ترغیب میشدند تا نسبت به تهیه و تأمین حیوان شخم خود در دراز مدت (چند سال زراعی) اقدام نمایند . مالک به منظور به کارگیری کارگر منزل (کلفت) ضمن هماهنگی و انتخاب همسر ویامادرخوددختری ازفرزندان زارعین راانتخاب و در کنار همسر در منزل خود بکار می گماردند. چنانچه فرد انتخاب شده وبکارگمارده شده مورد تایید و قبول همسر مالک قرار می گرفت برای سالهای متمادی بکار گرفته می شد و معمولا اینگونه افراد علاوه بر کار منزل به کار بچه داری همسر مالک نقش بسزائی را داشتند و برای این کار معمولا دختران کم سن و سال بکارگیری می شدند و پس از مدتی اینگونه کلفت ها معمولا به کارگران در خانه مالکین(چارودارها و فرزندان آنها و فرزندان مباشران )ازدواج می کردند و معمولا ارباب زن(همسر ارباب یا مالک) وسایل زندگی اولیه اینگونه کلفتها را نیز تامین می کردند. نظام های بهره برداری قبل از اصلاحات ارضی در منطقه دیلمان در خصوص باغات نیز صادق بوده است. که بصورت اجاره و سهم بری بوده است و بابت اجاره و یا سهم از خود محصول باغی مالک برداشت می کرد و نظام بهره برداری اجاره ای و یا مناصفه کاری نیز صادق بوده است که اگرچنانچه نوع رابطه مالک و زارع بر اساس نظام بهره برداری اجاره بود بابت اجاره ملک باغی از محصول همان باغ اجاره داده می شد چنانچه رابطه مالک و زارع بر اساس نظام بهره برداری مناصفه کاری(سهم بری) بوده است سهم مالک از محصول همان باغ داده می شد. در سالهایی که محصولات باغی دچار خشکسالی و یا سرمازدگی و یا به هر طریقی با عدم باردهی مواجهه می گردید مالک نیز اجاره ی دریافت نمی کرد و زارع بهره بردار تعهدی در این خصوص نداشت . قبل از اصلاحات ارضی در منطقه دیلمان افراد ساکن هر روستا را اکثرا زارعین تشکیل می دادند اما بعضا افرادی خوش نشین از قبیل کارگران کشاورزو افرادی که به امور خدمات عمومی می پرداختند حضور داشتند از قبیل حمامی- سلمانی-آسیاب بان- دشت بان-میرآب و... که این افراد بابت خدماتی که ارائه می نمودند از محصول زارعین مزد دریافت می کردند. و زمان دریافت مزد معمولا هنگام برداشت محصول و موقع خرمن بوده است. در منطقه دیلمان به دشت بان پاکار می گویند. علاوه بر افراد خوش نشین یاد شده با توجه به موقعیت جغرافیایی منطقه دیلمان که در حاشیه جنگل و در ضلع جنوبی جنگلهای گیلان واقع گردیده است ؛ افرادی از جنگل نشینان نیز در فصل کار کشاورزان به حاشیه جنگل و در مجاورت روستاهای منطقه دیلمان مهاجرت وسکنی نموده وبه کار کشاورزی بر روی زمینهای زارعین اشتغال می ورزیدند و دستمزد اینگونه افراد نیز از محصول پرداخت می گردید اینان کارگران روزمزد کشاورزی بودند. گروهی نیز وجود داشتند که به کار کشاورزی اشتغال داشتند و برای زارعین و کشاورزان کار می کردند و بابت مزد ، از محصول زارعین مقداری دریافت می کردند و گاهاً اینگونه افراد مقداری از زمین کشاورزان و زارعین را برای خود به صورت مناصفه کشت می کردند . از آنجائی که اینگونه افراد ، کارگران روزمزد بودندپس از پایان برداشت محصول در منطقه دیلمان به مناطق جلگه ای گیلان عزیمت و درآن مناطق به کاردر شالیزارهای کشاورزی اشتغال می ورزیدند و در امور درو کردن و خرمن کردن به صورت دستی برنج برای شالیکاران کار می کردند و بابت مزد خود برنج دریافت می کردند ؛ اینگونه افراد در فصل گرما به ییلاق (منطقه دیلمان) و در فصل سرمای ییلاق ، به منطقه جلگه ای گیلان(قشلاق) به اتفاق خانواده مهاجرت می کردند به ایگونه کارگران کشاورزی پره کار می گفتند . نظام اجتماعی روستا در منطقه دیلمان قبل از اصلاحات ارضی ازطبقات ذیل تشکیل شده بود. 1-ارباب (مالک) ، مباشر،جلودارو... 2-زارعین و کشاورزان 3-خوش نشینان 4-افراد پره کار 5-نمایندگان دولت (سوار بخش – دهدار – کدخدا) ارباب : فردی بودکه تمام و یا مقداری از اراضی زراعی و باغی یک یا چند روستا در مالکیت وی بوده است ، این افراد در فصل بهار و تابستان در منطقه دیلمان(ییلاق) و در فصل پائیز و زمستان در منطقه جلگه گیلان(قشلاق) اقامت مینمودند. مباشر : فردی مورد وثوق مالک یا ارباب بوده که در حوزه مالکیت ارباب و در مجاورت خانه ییلاقی و انبار محصولات ارباب ساکن بوده که درزمان برداشت محصولات زراعی و باغی به کشاورزان مراجعه و نسبت به دریافت اجاره و تقسیم مناصفه کاری(سهم بری) و انتقال محصولات از طریق جلوداران(چاروداران) به منزل مالک اقدام می نموده است . مباشران خود نیزازمحصولات کشاورزی اعم از زراعی – باغی و علف سهم می بردند . از آنجائی که مباشران از طرف مالکین مستقیماً با کشاورزان در ارتباط بودند ونسبت به اخذ اجاره و سهم مالکانه اقدام می نمودند ، نزد کشاورزان از محبوبیت خوبی یرخوردار نبودند ؛ لذا مباشران تنها افرادی بودند که می توانستند با استفاده از محبوبیتی که نزد مالکان داشتند نسبت به خلع ید و بازپس گیری زمین زارعین توسط مالک اقدام نمایند ؛ و از طرفی چون نظر مالکین در انتخاب کدخدا نقش به سزائی داشته لذا همیشه زارعین مخصوصاً کشاورزان متمول که احتمال کدخدا شدنشان زیاد بود می کوشیدند نظر مباشران را جلب نمایند . جلودار : فردی که مسئولیت چارپایان ارباب را به عهده داشته و چارودار بوده است و در صورت عدم حضور و دسترسی مباشر بعنوان نماینده مالک به زارعین مراجعه و نسبت به اخذ اجاره و یا تقسیم محصول مناصفه کاری اقدام مینمود . زارعین و کشاورزان : افراد ساکن در روستا که بر روی مقداری از زمینهای زراعی و باغات مالک به همراه اعضای خانواده اشتغال داشته و از محصولات به دست آورده سهم می بردند . کشاورزان و زارعین در روستاهای منطقه دیلمان حداقل دارای یک رأس دام نر وسیله شخم و کشت و خرمن کردن و بعضی از آنان که از تمکن مالی بیشتری برخودار بودند حتی چندین رأس و یک رأس چارپا معمولاً قاطر داشتند ؛ و از قاطر مربوطه در فصل کشاورزی جهت انتقال محصولات کشاورزی(زراعی و علفی) به منزل و در فصل پائیز و زمان کاهش فعالیت کشاورزی نسبت به انتقال هیزم از جنگل جهت مصارف سوخت زمستانی و پخت نان خانگی استفاده می نمودند ؛ ضمناً با توجه به اینکه مالکین منطقه دیلمان ییلاق-قشلاق می کردند و با عنایت به عدم وجود جاده قبل از اصلاحات ارضی در منطقه موظف بودند یک بار قاطر از مایملک مالکین را از قشلاق واقع درجلگه گیلان به ییلاق واقع درمنطقه دیلمان حمل نمایند . با عنایت به اینکه منطقه دیلمان در جوار مراتع نیز واقع گردیده اکثر کشاورزان علاوه بر کار کشاورزی دارای چندین رأس دام (گاو و گوسفند) نیز بودند و پس از مراجعت مالکین به ییلاق درمنطقه دیلمان موظف بودند یک رأس بره جهت ملاقات مالک (ارباب دیدنی) به وی هدیه نمایند و افرادی که فاقد گوسفند بودند می بایست مقداری کره و ماست و حتی در صورت نداشتن آن ، مرغ و خروس جهت ارباب دیدنی با خود برده و هدیه نمایند و حتی یک سبد تخم مرغ (حدود 50 عدد تخم مرغ) هدیه نمایند . در زمان برداشت محصول (دروکردن) کشاورزان و یا زارعین موظف بودند با همکاری یکدیگر نسبت به برداشت و خرمن کردن محصولات کشاورزی کدخدا بطور بیگاری(یاور) بدون دریافت هرگونه مزدی اقدام نمایند . خوش نشینان : ساکنین غیر کشاورز در روستا که به اموری از قبیل سلمانی-حمامی-آسیابانی-دشت بانی(پاکاری)-میرابی وگله بانی و غیره اشتغال داشتند و مزد خود را از محصولات زراعی و باغی کشاورزان دریافت می کردند . پره کاران : پره کارفردی است که بصورت موقتی به کارکشاورزی اشتغال دارد. پره : مکان موقتی در بین زمینهای زراعی و باغی کشاورزان ، که به وسیله شاخ و برگ درختان و گیاهان در فصل کشاورزی مخصوصاً هنگام به بار نشستن محصولات احداث می کردند ویکی از افراد خانواده کشاورز شبها را در آن به صورت آماده می خوابید تا از تخریب مزارع و باغ توسط حیوانات وحشی از جمله گراز جلوگیری به عمل آورند. 

           محقق: منوچهر عطاپور آسیابر